راستش ما اصلا اهل سیاست بازی و بحث های سیاسی نیستیم ولی خب نمی دونم چی شد که بلاگ لجباز رفت تو سیاست و ما را از راه اصلیمون دور کرد و اهداف ما با تاخیر پیش رفت مثلامی خواستم در مورد جریان متلک پرانی بحث کنم که اینکه دخترا از متلک شنیدن استقبال میکنند یا ناراحت میشن و الی آخر که متاسفانه فکر لجباز را مشغول یه مشت اراجیف کردند ولی توی این مدت به حرفایی که بعضی از دوستان می زدنند خیلی فکر کردم و به این نتیجه رسیدم که همچی زیاد هم بیراه نمیگن و این حکومت واقعا بعضی سیاستهاش اشتباهه و غیر قابل جبران.مثلا همین اجازه رانندگی به خانمها.وای خودش مصیبتی بس بزرگه که دیگه فکر نکنم بشه حلش کرد یا مثلا آزادی لباس.هر روز یه مد جدید و اکثرا مزخرف که البته اگه بخواهیم انصاف به خرج بدیم بعضیهاش به درد روزهای عید و شاد می خوره بالاخره میگن اگه روز عید مسلمونی را بخندونی ثواب داره آدم هرموقع هوس قهقهه می کنه میتونه یه گشتی تو شهر بزنه و به دور و برش یه نگاه کنه.میدونی چیه؟حق این خانمهای پر توقع ایرانی اینه که مثل عربها هنوز حق رای نداشته باشن یه خورده بهشون رو دادند و اجازه دادن بیان تو جامعه همه چیز را به هم ریختند بسیاری از مشکلات خانوادگی از توقعات و چشم و همچشمیهای خانمها منشا می گیره و بحث فحشا که خودش جای کلی بحث داره که آیا عاملش آقایون هستن یا خانمها و ....
بعضی از دوستان خواستن که ما از این بحثها بیاییم بیرون ما هم سعی می کنیم از حالا به بعد توی نظراتمون تجدید نظر کنیم تا پای هر آدمی اینجا باز نشه اصلا واسه ما افت داره هنوز واسه آب خوردن از مامان جونش اجازه می گیره اومده واسه من داره نظر سیاسی میده چرا؟چون دو تا حرف سیاسی جلوش زدند حالا جو گرفته شده می خواد بگه من هم بزرگ شدم من می خوام از تاریخ ایران باستان دفاع کنم برو بابا دلت خوشه برو وقتی اجازت دادن خودت تنهایی بیایی تو خیابون بیا نظر سیاسی هم بده فعلا مواظب باش غذات شور نشه که مجبوری یه روز تمام را بری تو اتاقت و بیرون نیای پس تا اون موقع که بزرگ شدی خداحافظ....
نظری بود خریداریم!!
+ نوشته شده در یکشنبه 23 مهر1385ساعت 14:37 توسط لجباز |
| ||||||