چندبار تاحالا تعریف کرده که ما دوسه سال حسینی رو دیدیم هم من خوشم اومده بود هم رعنا

ب مهدی گفتیم برو اینو بگیر

این زندگی جمع کنه و فلانه و بهمانه..

مهدی مخالفت کرد و ...

چرا مادرشوهر ادم باید جلوی ادم این خاطره رو مدام تعریف کنه..

نمیگه این دختری ک روبروش نشسته، انسانه،دل داره و ممکنه دلش بشکنه یا ناراحت شه؟!

و من احمق چرا هیچی نمیگم😒


اصلا رو فرم نیستم واقعا

ذهنم مدام درگیر خونه خریدنه..

خدا کمک کنه هم ب ما هم ب اونایی ک ارزوی خونه دار شدن دارن..